X
تبلیغات
زن وزندگی

زن وزندگی

وعده بهشت

 یاد خانمی افتادم که چندی پیش می گفت: ?من وقتی که وعده های بهشت و آن نعمات وعده داده شده در بهشت را می شنیدم فکر می کردم حتما زن ها هم اگر مومن و حرف گوش کن باشند در آنجا خیلی چیزها، مثل جو های پر از عسل و شیر و  زیبایی های طبیعی و غیرطبیعی نصیب شان می شود. چرا که بهشت حتما زنانه و مردانه ندارد و همه از مواهب آن بهره می برند. با وضع مردهای بهشتی آشنابودم و می دانستم که به آن ها حوری هایی وعده می دهند که از بس زیبا و خوشرو و خوش خو هستند هوش از سر می برند. فکر می کردم لابد برای زنان مؤمنه هم در بهشت مردهایی وجود دارند که از بس جذاب و خوشرو و خوش خو هستند هوش و حواس برای کسی باقی نمی گذارند.? این خانم با حرارت ادامه می داد که: ?خب دلمان به این خوش بود که در ازای ثواب  های این دنیایی و تحمل همسری غیر قابل تحمل حداقل آن دنیا را داریم.  اما یک روز که پای صحبت یکی از این آیات عظام نشسته بودم دیدم ایشان می گفتند اگر شما زنانی خیلی مومن و پرهیزکار باشید و به همه فرایض دینی خود (که از فرایض مردانه خیلی هم بیشتر و سخت ترند) عمل کنید آنوقت در آن دنیا خداوند شوهران شما را به شما ارزانی خواهد داد.? این خانم به این جا که رسید با حالتی کاملا جدی گفت: ?راستش من از آن پس تصمیم گرفتم که نه تنها به فرایض دینی عمل نکنم بلکه چندتایی هم گناه بکنم که در آن دنیا گرفتار شوهری نشوم که این همه سال عذابم داده و من به خاطر این که گناهی نکنم تحملش کرده ام..................
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:5  توسط صبا  | 

زندگی کردن در امید،

هم اینک ، همینجا زندگی کن! زندگی کردن در امید، زندگی کردن در آینده است، واین خود به تعویق انداختن زندگی به معنای واقعی است. هم اینک هم اینجا زندگی کن. زندگی به طرز فوق العاده ای لذتبخش است. همینجا دارد می بارد و تو جای دیگری را می نگری

در این دنیا، همینجا و هم اینک بمان و به راهت ادامه بده و با قهقهه ای برخاسته از عمق وجودت ادامه بده. راهت را به سوی خدا برقص! راهت را به سوی خدا بخند! راهت را به سوی خدا آواز بخوان

باید دنیایی از آدمهای به واقع حساس بیافرینیم، که بتوانند موسیقی، شعر و نقاشی را درک کنند، بتوانند طبیعت را بفهمند، بتوانند زیبایی انسان، طبیعت و دنیایی که آنها را احاطه کرده است، درک کنند،ستارگان را ، ماه را،خورشید را.انسانیت قلب و احساس خود را از دست داده و ما باید آن را به هر کس که خواستار آن است، باز گردانیم



آدمی باید چون گل نیلوفر باشد که از لای و لجن بر می آید؛

به سطح آب می رسد؛

واز آنجا چشم به آسمان می دوزد.

                                                                                               بودا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:33  توسط صبا  | 

خاک اسیر( : نصرت فرزانه )

می باره ... می باره
تکه تکه های قلب منه که بارون میشه و می باره
تکه تکه های قلب منه که بارون میشه و می باره
روی هر تیکه قلبم عکس توست
هزاران هزار قلب پاره
تکه تکه های قلب منه که بارون میشه و می باره
تکه تکه های قلب منه که بارون میشه و می باره
رو زبونا روی قلبا
روی هر شاخهء بید
می باره وای می باره
وسط خاک اسیر توی باغچه
روی خاک خشک گلدون
کنار میله زندون
می باره وای می باره
وسط خاک اسیر توی باغچه
روی خاک خشک گلدون
کنار میله زندون
می باره وای می باره
اگه قلب من و تو یکی بشه بدونیم
نشه اسیر سرما بمونیم و بخونیم
اگه قلب من و تو یکی بشه بدونیم
نشه اسیر سرما بمونیم و بخونیم
تکه تکه های قلب منه که بارون میشه و می باره
تکه تکه های قلب منه که بارون میشه و می باره
قلب من و عکس توست که می ریزه و می باره
تکه تکه های قلب منه که بارون میشه و می باره


من میلیون ها خواهر دارم مثل پنجهء آفتاب
من میلیون ها برادر دارم سبز و سرخ ،محرم و عاشق
من کوه دارم شمرون
من حبس دارم سرد
من صبر دارم پیر
من عشق دارم گرم
من با شما همیشه جوونم
من با شما همیشه عاشقم
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 1:9  توسط صبا  |